غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

379

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

دولت دهم دولتى كه از پادشاهان مسلمان عرب به پادشاهان مغول رسيد هولاكو پسر تولى خان چون هولاكو بغداد را تصرف كرد و شحنه‌ها و واليان در آن برگماشت ، بدر الدين لؤلؤ صاحب موصل پسر خود الملك الصالح اسماعيل را با جماعتى از سپاهيان به يارى او فرستاد . هولاكو از ديدن او روى ترش كرد و گفت : شما تا كنون در كار ما در ترديد بوده‌ايد و در يارى ما مماطله مىكرده‌ايد و از امروز به فردا مىافكنده‌ايد . پايى پيش و پايى پس در انتظار بوده‌ايد كه از ما دو تن چه كسى پيروز مىشود . اگر خليفه بر ما پيروز مىشد و ما را منكوب مىكرد شما نزد او مىرفتيد نه به سوى ما . پدرت را بگوى كه من از تو در شگفتم كه چگونه راه صواب گم كرده‌اى و از بىخردى از راه راست منحرف شده‌اى كه به جاى يقين دستخوش گمان شوى و با آنكه صبح دميده است تو هنوز در خواب دوشين باشى ؟ چون الملك الصالح به موصل بازگشت و آن پيام دردآور بگزارد ، بدر الدين دريافت كه مرگ اينك به او دندان نموده است . سخت درهم شكست و مضطرب شد زيرا ماهش منخسف و خورشيدش منكسف شده بود . از خواب غفلت بيدار شد و هر چه در خزانه داشت از زر و سيم و مرواريدها و گوهرها و جامه‌هاى گرانبها بيرون آورد و به مصادره اموال رعاياى توانگر پرداخت ، حتى زيور سوگليهاى حرم و گردن بندهاى مرواريد از گردن دختران خويش باز كرد و با اين هداياى شگرف در جبال همدان به خدمت ايلخان رسيد . هولاكو به احترام سالخوردگىاش او را نيك پذيرا شد و بر حالش رقت آورد و